Header ad

 چرا بیش از حد فکر میکنیم ؟مغزت را خاموش کن

۹۷۰x90

 چرا بیش از حد فکر میکنیم؟مغزت را خاموش کن

 چرا بیش از حد فکر میکنیم؟

چرا بیش از حد فکر میکنیم؟مغزت را خاموش کندانشمندان موفق شده‌اند برای مغز انسان کلید خاموش و روشنی ایجاد کنند که می‌تواند با کمک پالس‌های نوری فعالیت‌های نورون‌های مغز را از کار انداخته بیا احیا کند.

براساس گزارش ایندیپندنت، دانشمندان دانشگاه استنفورد در سال ۲۰۰۵ موفق به کشف راهی شدند که با کمک آن و با استفاده از تکنیکی به‌نام اپتوژنتیک، امکان خاموش و روشن کردن تک سلول های مغز فراهم می‌آمد. از آن زمان به‌بعد محققان در گوشه‌و‌کنار جهان با استفاده از این تکنیک به مطالعه روی سلول‌های مغز، قلب، سلول‌های بنیادین و دیگر سلول‌هایی که تحت تاثیر سیگنال‌های الکتریکی قرار دارند پرداختند.

بااین‌همه پروتئین‌های حساس به‌نور در روشن‌کردن سلول‌ها بسیار کارآمدند اما در خاموش کردن آنها چندان کارایی ندارند. اکنون پس از گذشت یک دهه دانشمندان توانسته‌اند برای خاموش کردن نورون‌های عصبی نیز راهکاری بیاندیشند.

محققان دانشگاه استنفورد اکنون با مهندسی دوباره پروتئین‌های حساس به‌نور می‌توانند بیش از همیشه سلول‌ها را خاموش و روشن کنند. به گفته آنها ایجاد سوئیچ خاموش برای سلول‌های مغزی می‌تواند به دانشمندان در درک بهتر عملکرد مدارهای مغزی که در ایجاد رفتارهای مختلف، تفکر و احساسات انسان دخیلند، کمک کند.

تکنیک جدید بر تغییر آمینواسید‌ها در پروتئین‌های حساس به‌نور اتکا دارد و به این شیوه ابزاری قدرتمند خلق شده‌است که به عصب‌شناسان امکان می‌دهد فعالیت مدارهایی خاص را برای مدتی کوتاهتر از یک ثانیه متوقف سازند. با کمک این تکنیک می‌توان برای بیماران مبتلا به امراض مغزی درمان‌هایی جدید ایجاد کرد و بخش‌های آسیب‌دیده مغز آنها را با کمک پالس‌های نوری خاموش کرد.

برای مثال محققان از این تکنیک برای مطالعه روی بیماری‌هایی از قبیل صرع و انواع بیماری‌های مشابه استفاده می‌کنند، زیرا به گفته محققان این تکنیک جدید علاوه بر ایجاد فرصت مطالعاتی بیشتر در زمینه رفتار انسان، می‌تواند جایگزین درمانی بسیاری از بیماری‌های مغز و اعصاب از قبیل صرع و تحریک‌پذیری بالا شود.

 مغزت را خاموش کن

 مغزت را خاموش کن

چرا بیش از حد فکر میکنیم؟

یکی از مسایلی که همواره باعث کاهش اعتماد‌به‌نفس در افراد میشود این است که بیشتر از میزان مورد نیاز در روز فکر میکنند . ذهنشان مدام درگیر مسائل مختلف میشود و حواسشان به چیزهایی که هم اکنون پیش رو دارند نیست مدام فکر میکنند که چطور و چگونه مسیر خود را طی کنند؟

همواره سوالاتی را به شکل زیر از خود میپرسند:

اگر در بین مسیر به مشکلی بخورم چه؟

اگر من قدرتش را نداشته باشم چه؟

اگر شانس نداشته باشم و نتوانم به هدفم برسم چه؟

اگر افراد مناسب من را همراهی نکنند و به من کمک نکنند چه؟

خشک شدن مغز

این ها نمونه سوالاتی هست که افراد در مسیر حرکتشان و در رویایی با زندگی با آن ها روبرو میشوند و اگر عکس العمل ذهنی مناسبی نسبت به این سوالات که مدام در مغزشون مرور میشه و اون ها رو به فکر میبره نشان ندهند در نهایت به این نتیجه خواهند رسید که ضعیف هستند و نمیتوانند از عهده مسائلی که پیش روی آن ها قرار خواهد گرفت بر بیان و کم کم در ذهنشون شروع به جستجوی الگوها و اتفاقاتی در گذشته میکنند که باعث عدم پیشرفتشان و یا شکست خوردنشان شده و آن مسایل را به خود گوش زد میکنند. تقاوت یک فرد با اعتماد به نفس بالا و فردی که از اعتماد به نفس بالا و خوبی برخوردار نیست در این مسئله هست که نمیتواند در مقابل چنین سوالاتی عکس العمل درستی نشان دهد.

بازگشت به عقب

زمان کودکی خود را به یاد دارید؟

اگر مدام در زمان کودکی خود قبل از اینکه بتوانیم راه رفتن را یاد بگیریم یا برای آن تلاش کنیم به مسایل و سوالاتی مانند زیر فکر میکردیم:

که اگر از جایم بلند شود و پایم پیچ بخورد و شکسته شود چه؟

اگر تعادلم را از دست بدهم و ضربه ای به سرم وارد شود و باعث صدمه دیدنم شود چه؟

اگر دیگران در حین تلاشم برای راه رفتن و سعی های پی در پی من بعد هر بار زمین خوردن مسخره ام کنند چه؟

اگر به زمین بیفتم و دیگر کسی دست من را نگیرد و از زمین بلندم نکند چه؟

حتما یکی باید به من در راه رفتن کمک کنند تا آن را یاد بگیرم وخودم نمیتوانم راه رفتن را یاد بگیرم.

اگر با چنین افکاری در آن زمان میخواستیم راه رفتن را یادبگیریم آیا هرگز میتوانستیم؟ یا هنوز هم در حال چهار دست و پا راه رفتن بودیم؟

شروعی دوباره

کاری که افراد با اعتماد‌به‌نفس بالا در چنین موقعیت هایی از خود بروز میدهند به این شکل است که سریعا به دنبال سوالات بهتر و اتفاقاتی در گذشته و لابلای پرونده های بایگانی شده مغز خود میگردند که باعث پیشرفتشون شده و به خود یاد آور میشوند که من در گذشته از پس چنین مسئله ای برآمدم پس قطعا الان هم میتوانم این شرایط را پشت سر بگزارم و بجای بیش از حد فکر کردن راجب اینکه چه اتفاقی رخ خواهد داد «میروم و انجامش میدهم» زیرا افراد با اعتمادبه نفس بالا میدانند که هیچ وقت نمیتوانند چیزی را صد در صد پیش بینی کنند تنها همه تلاششان را انجام میدهند و با توجه به موفقیت های قبلی خود میدانند که اکنون هم میتوانند موفق شوند و بقیه مسایل را به خدا میسپارند.

 مغزت را خاموش کن

باور نادرست ده درصد از مغز

باور نادرست استفاده از بیست درصد مغز یک باور پذیرفته شده به طور گسترده در بین مردم است که می‌گوید همه یا اکثر انسان‌ها تنها از ۱۰ درصد یا مقدار کم دیگری از مغزشان استفاده می‌کنند. همچنین گفته شده‌است که افراد ممکن است بتوانند از این قسمت دست نخورده بهره‌برداری کنند و هوش خود را افزایش دهند. این باور در مورد افرادی چون آلبرت اینشتین نیز به کار رفته‌است و گفته شده که آن‌ها توانسته‌اند از مقداری کمی بیشتر از مغزشان استفاده کنند و بدین ترتیب موفق به درک پدیده‌های پیچیده شده‌اند.

 مغزت را خاموش کن

مغز و جمجمه انسان

با وجود اینکه هوشیاری را می‌توان با تمرین افزایش داداین مطلب که بخش‌های بزرگی از مغز غیرفعال‌اند و ممکن است فعال شوند بیش از آنکه ریشهٔ علمی داشته باشد، باوری عامیانه در میان مردم است. هرچند هنوز کارکرد بخش‌های مختلف مغز به درستی روشن نشده است، پژوهش ها نشان می‌دهد که همه قسمت‌های مغز کارکردی دارند و غیرفعال نیستند.

تحلیل و دلایل نادرستی

بری گوردون، متخصص مغز و اعصاب، این باور را غلط دانسته و توصیف می‌کند: «ما از تمامی قسمت‌های مغز استفاده می‌کنیم و بیشتر قسمت‌های مغز اکثر اوقات فعال هستند.»محقق علوم اعصاب ، بری بایرشتاین ، هفت دلیل برای رد این باور بیان می‌کند

  • بررسی آسیب‌دیدگی‌های مغزی: اگر ۹۰ درصد از مغز بی‌استفاده باشد ٬آسیب به این نواحی نباید بر عملکرد مغز اثری داشته باشد در مقابل، تقریباً هیچ ناحیه‌ای از مغز وجود ندارد که در صورت آسیب دیدگی باعث از دست دادن توانایی و قابلیت‌های جسمی نشود. حتی خفیف‌ترین آسیب‌ها به کوچکترین بخش‌های مغز می‌تواند آسیب‌های جدی به همراه داشته باشد.
  • تصاویر گرفته شده از مغز نشان‌دهنده این هستند که بدون توجه به اینکه چه کاری انجام می‌دهیم، همهٔ بخش‌های مغز همیشه فعال هستند. بعضی از بخش‌ها در یک زمان از سایر بخش‌ها فعال ترند، ولی به استثنای آسیب‌های مغزی (به بخش‌هایی از مغز) هیچ بخشی در مغز وجود ندارد که کاملاً غیرفعال باشد.
  • مغز بخش بسیار بزرگی از اکسیژن و مواد مغذی در مقایسه با بقیه اعضای بدن به خود اختصاص می‌دهد و چیزی در حدود بیست درصد از انرژی بدن را نیاز دارد (بیشتر از سایر ارگان‌های بدن)، علی‌رغم آنکه مغز، دو درصد از وزن بدن انسان را نیز تشکیل می‌دهد
  • اگر ۹۰۰ درصد آن بدون استفاده باشد یک مزیت بسیار بزرگ برای زنده ماندن انسان‌هایی با مغز کوچکتر و کارآمد تر وجود دارد و اگر این صحیح باشد، در فرایند گزینش طبیعی، مغز ناکارآمد حذف می‌شود این نیز بسیار بعید است که یک مغز با داشتن ماده زائد بسیاری در تکامل پیروز شده و در جایگاه نخست قرار گیرد. با توجه به خطر تاریخی مرگ در هنگام زایمان در ارتباط با اندازه بزرگ مغز (با توجه به اندازه اسکلت جمجمه موجود)این یک سد بزرگی در مقابل گزینش طبیعی است در صورتی که تنها ۱۰۰ در صد از مغز قابل استفاده باشد.
  • تصویربرداری از مغز، با تکنولوزی‌هایی مانند تصویربرداری با مواد رادیو اکتیو پوزیترون دهنده (PET) و تصویرسازی تشدید مغناطیسی کارکردی یا اف‌ام‌آرآی نشان می‌دهد که در یک مغز زنده حتی در هنگام خواب نیز تمام بخش‌ها، از خود سطوحی از فعالیت را نشان می‌دهند. فقط در صورت وجود آسیب جدی در مغز، بخش‌هایی از آن غیرفعال و خاموش هستند.
  • مشخص کردن فعالیت‌ها در مغز: علاوه بر در نظر گرفتن مغز به عنوان یک جرم، مغز دارای مناطق مشخص برای انواع مختلف پردازش اطلاعات است. دهه‌های متوالی تحقیقات و مطالعات و نقشه‌برداری از مناطق مختلف پردازش داده‌ها، نشان داده که هیچ بخش بدون فعالیتی در مغز وجود ندارد.
  • مطالعات ریزساختاری: در روش ثبت تک واحدی، محققان یک دستگاه کوچک الکترودی را در مغز قرار داده تا فعالیت‌های تک سلولی را بررسی کند. اگر ۹۰ درصد از مغز قابل استفاده نبود این تکنیک آن را افشا می‌کرد.
  • هرس سیناپسی: سلول‌های مغزی که فعالیتی ندارند، تمایل به از بین رفتن و تباهی دارند. اگر ۹۰ درصد مغز قابل استفاده نباشد، کابد شکافی افراد معمولی بزرگسال، انحطاط در مقیاس بزرگ را افشا می‌ساخت.

در فرهنگ عامیه و رسانه

تاکنون چندین کتاب، فیلم و داستان های کوتاه، در رابطه با با این باور نادرست تولید شده اند. برای مثال رمان زمینه تاریک The Dark Fields , و انطباق فیلم بی حد و حصر با آن رمان(که در آن به ۲۰ درصد از کاربرد مغز نسبت به ۱۰ درصد اشاره شده بود) ، و نیز فیلم لوسی.در همه این آثار به مفهوم دسترسی به بقیه بخش های مغز توسط دارو و یا انواع مواد اشاره شده است شخصیت لوسی شخصی را به تصویر میکشد که توانایی های فزاینده خداگونه ای را با یکبار دسترسی به فراتر از ۱۰ درصد به دست آورده است.هر چند این فیلم نشان می دهد که استفاده ۱۰ درصدی از مغز، جایگزین ظرفیت کلی مغز در یک زمان خاص است و استفاده بیشتر از ظرفیت مغز، منوت به استفاده بیشتر از دارو میباشد.

در DC Comics شخصیت دت استروکر (کمیک) که قادر بود از ۹۰درصد مغز خود برای مبارزه و آموزش فنون رزمی و بیان استعداد خود استفاده کند.

باور نادرست ده درصد از مغز،بسیار زیاد در انواع تبلیغات و برنامه های سرگرم کننده دیده میشودو گاهی به عنوان یک حقیقت بیان میشود.برخی از طرفداران این نظریه در عصر جدید بر این باورند که ۹۰ درصد دیگر مغز میتواند نمایشگاهی از قدرت روانی بوده و فرد با استفاده از آن قادر است همراه با انجام ادراک فوق العاده حسی، مورد آموزش قرار گیرد در صورتی که هیچ گونه توجیه و مدرک علمی برای اثبات این باور وجود ندارد که این قابلیت ها را پشتیبانی کند.

زیر فروشگاه

منبع نوشته:همشهری

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

زیر فروشگاه